فاشیسم را معمولاً مفهومی مربوط به تاریخ سیاسی و ناظر بر ظهور رژیمهای خودکامه در آلمان، ایتالیا، اسپانیا، ژاین و چند کشور دیگر میدانیم که در اواخر دههی اول قرن بیستم زمینهساز جنگ جهانی دوم شدند. اما افزون بر این، فاشیسم میتواند در عادیترین رفتارهای روزمرهی افراد متبلور شود. از این منظر، رفتار اشخاص در محیط کار، رفتار همسایگان با هم در مجتمعهای مسکونی، حتی رفتار صمیمانهترین دوستان با هم میتواند مصداق بارزی از فاشیسم باشد. کسانی که فاشیسم را صرفاً مقولهای سیاسی میدانند غالباً از شکل عادیشدهی آن در روابط بینافردی غفلت میکنند، گویی که فاشیسم صرفاً نوعی ایدئولوژی در نیمهی نخست قرن بیستم بود. حسین پاینده در مقالهای با عنوان «رفتار فاشیستی در روابط بینافردی» با استفاده از مفاهیم روانکاوی لاکانی به بررسی «ذهنیت فاشیسم» یا «حاکمیت فاشیسم در ناخودآگاهِ اشخاص» میپردازد و نشان میدهد که کشتار فکری گونهای از کنش فاشیستی است که در مقیاس خُرد و در معمولیترین موقعیتهای اجتماعی و روزمرهترین گفتارها/نوشتارها صورت میگیرد. برخی از مصداقهای گفتار/نوشتارِ معطوف به کشتار فکری بدین قرارند: صحبتهای معمول در محافل شخصی، شوخیهای کلامی در مهمانیهای خانوادگی، اظهارنظرهای همکاران دربارهی یکدیگر، مطالب مندرج در مطبوعات، پُستهای اینستاگرامی، لطیفهها، دیالوگهای سریالهای عامّهپسند، اظهارنظرهای کاربران (کامنتها) دربارهی استوریهای مندرج در شبکههای اجتماعی و … .او نتیجه میگیرد که بهویژه در جهان پسامدرنِ امروز، به یُمن امکانات فضای مجازی، کشتار فکری به کنشی بیمحابا و بسیار مهلکتر ـــ و در عین حال سهلتر ـــ از نسلکشی فاشیستها تبدیل شده است.
خلاصهی مقالهی دکتر پاینده را میتوانید در لینک زیر بخوانید:
متن کامل مقالهی دکتر پاینده را میتوانید در لینک زیر بخوانید:
